به به عید شما مبارک
امسال که سومین بهار رو نیکی میبینه برای ما یه کم با سالهای پیش فرق داشت فرقشم این بود که مهمون عزیزی داشتیم هر سال ما مهمون میشدیم و امسال ماماجی و آقابابا(به قول نیکی آقایا) اینجا پیش ما اومدن 30 اسفند که روز 4 شنبه بود بابا رفت دنبالشون و آوردشون خونمون راستش به خاطر حساس بودن ماماجی و سن و سالشون یه کم نگران بودم که مبادا ناراحتی پیش بیاد شایدم از یه کم بیشتر نیکی خیلی خودرایه و شلوغ و خوب اونا حوصله این شلوغیا و ریخت و پاش ها رو ندارن بابا داوود کل عید سرکار بود و من و نیکی مهمون داری کردیم انصافا دست مامان و بابام درد نکنه که خیلی کمک حالم بودن سال تحویل ساعت 2و نیم ظهر بود و ما بعد از نهار به مهمونا گفتیم استراحت کنند منم...



