مار؟!؟!
بند ناف نیکان هنوز نیفتاده بود نیکی نگاش میکرد و میگفت مامان تو دلش مار داره براش خیلی جالب بود به هر کی میرسید میگفت داداشم تو دلش مار داره ...
مار؟!؟!
امانت
مروری بر یکماهی که گذشت
برای دخترم نیکی
برای پسرم نیکان
مهد بی مهد
بهونه هایی از جنس نیکی
شیطنت های نیکی
سخاوت خواهرانه