نیکی شیرین من
اینجور که از رفتارای نیکی فهمیدم خیلی زود جوش میخوره تقریبا با همه آدمی میجوشه
اگه یه کم باهاش گرم سلام علیک کنی اونقدر واست حرف میزنه که نگو حرفایی که هیچکس نمیفهمه ولی همه لذت میبرن بسکه شیرین دستاش رو بالا پایین میبره و توضیح میده
تو پارک بیشتر از اینکه بازی کنه دنبال بچه هاست . کافیه یه بیسکوییت ( به قول خودش بیس) بدم دستش به همه بچه ها تعارف میکنه سرش رو بالا پایین میکنه تا اونا ازش بگیرن
دست بچه های دیگه هم خوراکی باشه اونقدر میگه آم آم که اونا هم بهش بدن
امروز که رفته بودیم پارک زیاد بازی نکرد فقط دنبال بچه ها بود عوضش برگشتنی چند بار از پله های زیر بلوک بالا چایین رفت خیلی خوشش اومده بود
از وقتی از مسافرت اومدیم یه کم برنامه خوابش به هم خورده تازه بعد چند روز داره به روال خودش برمیگرده
کلا چون اخلاق بچه ها رو میدونم خیلی حساس نیستم و نگران هم نمیشم ولی چند روز پیش یه پسر بچه نیکی رو هول داد باباش نیکی رو بغل کرد و نیکی هم اذیت نشد ، مامان بچه پسرش رو دعوا کرد من گفتم اشکال نداره بچه هستن و دارن بازی میکنن از قصد که نبود ولی همچین بغض کردم که نتونستم دیگه اونجا بشینم .خیلی حس بدی بود دلم داشت میترکید . یهو حس مادرانه ام قلمبه شد حس مالکیت من به نیکی حس مسوولیتم حس دوست داشتنم حسی که تا حالا تجربه اش نکرده بودم
دستش به همه چیز میرسه پاهاش رو بلند میکنه و برمیداره کاربرد همشون رو هم میدونه گاهی هم نه مثلا خودکار رو به لباش میکشه و خودش کیف میکنه . اسپری رو بر میداره و صدای پیس پیس درمیاره نمیشه سرش رو کلاه گذاشت حتما باید واسش بزنیم تا دست برداره . انگشتش رو به وسط دستش میزنه بعد میماله به صورتش یعنی کرم بزن به دست و صورتم .
عاشق آبمیوه است شیر اصلا دوست نداره و با ترفند های مختلف بهش میدم و تا حالا موفق نشدم ولی جاش گاهی بستنی و ماست میخوره ولی صبح که بیدار میشه با صدای آب بی یعنی آبمیوه متوجه بیدار شدنش میشم .
ماماجی(مامان بابایی)امروز میگفت دلمون واسش تنگ شده تو حیاط بازی میکرد و هی آپ ،آم میگفت . راستش منم دلم واسشون تنگ شدش
موتور و دوچرخه و گاهی ماشین که میبینه میگه قققققققق(مثل قرقره کردن ق) عاشق اینجور چیزاست.
هر روز صبح گُ گُ( یا همون تخم مرغ ) میخوره و تقریبا تمام سوخت بدنش همینه نمیدونم چرا ناهار و شام یا نمیخوره یا اگرم بخوره خیلی کم
روسری یا هر چی گیرش بیاد میندازه سرش و میگه او او یعنی ما رو میترسونه و خودش ریسه میره بعد میده به ما که تکرارش کنیم



نیکی شیرین من
