نیکی و بچه ها
بچه ها تا وقتی بچه اند چقدر محبوبند و دوست داشتنی . هر چی بزرگتر میشن نوع نگرش بقیه و دوست داشتنشون عوض میشه
دیروز که نیکی رو بردم بیرون هم بچه ها داشتن بازی میکردن که نیکی رسید بازی اونها به خاطر نیکی به هم خورد همشون دور نیکی اومدن و هر کدومشون سعی میکرد به سهم خودش به نیکی محبت کنه . نیکی هم پرجنب و جوش راه میرفت و بقیه هم دورش میرفتند
بعضیا سعی میکردن مثلا نذارن تو خیابون بره سد راهش میشدن و نیکی فک میکرد بازی اونها رو دور میزد و میرفت آخرش گفتم بچه ها برید بازی کنید همین جاست میچرخه و شما رو نگاه میکنه
چه قشنگ از هیچی واسه خودشون بازی میساختن الکی میدویدن و دنبال هم میکردن و بلند بلند میخندیدن وقتی همدیگه رو میگرفتن نیکی اعتراض میکرد فک میکرد دارن دعوا میکنن . سثهر بازبون شیرین بچگیش واسه نیکی توضیح میداد این یه فیلم جنگی نیست ما بازی میکنیم . بیشتر از اینکه نیکی سرگرم باشه من از بودن بین بچه ها سرگرم شدم
خدایا شکرت که میتونم شادی بچه ها رو ببینم و منم شاد بشم



نیکی و بچه ها
