وقتی مامان کم حوصله میشه
صبح ساعت ٥ بیدار شده شیر خورده و خوابیده تا ٦ که بابایی داشت میرفت سرکار ایشون هم بیدار شدن و دیگه نخوابیدن از تخت آوردمش پایین و بردمش تو هال نمیدونم تا کی بازی میکرد که دوباره خوابش گرفت و خوابید صبحمون اینجوری شروع شد ساعت ٩ هم بیدار باش ولی خیلی کسل بود و هی سرش رو میذاشت زمین و انگشتش رو میمکید صبحونه نصف تخم مرغ عسلی خورد گاهی کامل میخوره اما امروز خیلی اشتها نداشت چون ٢روزیه که سرفه میکنه بنا رو گذاشتم رو این حساب خدایا از ١٠ صبح تا ساعت ١ مگه میگذشت اول که از دیشب آب قطعه و زندگی ما بچه دارا بی آب فلجه بعدشم که نیکی گوشی موبایلم رو انداخت و مشکل پیدا کرد هی خاموش میشد بعدشم اسباب بازی آوردم پخش کرد اما بازی نه. هی میچسبید به پام که ب...
نویسنده :
آرزو
13:47








