کفش
دختر خاله ام(عسل) عاشق کفش و دمپایی بزرگتراست .هر جا ببینه میپوشه و یه دور باهاشون میزنه معمولا دختر بچه ها اینطورن ولی عسل خیلی خیلی دوست داره مامانم تعریف میکنه که خودش و مامان عسل هم تو بچگی همینطور بودن .مامانم میگه بچه که بوده هر مهمونی که میومده قایمکی میرفته کفشاشون رو میپوشیده و امتحان میکرده . فک کنم من اینطور نبودم چون هیچ نقل قولی از من نیست ولی الان نیکی هم اینطور شده صندل های منو میپوشه و تو خونه دور میزنه
بچه ها تو پارک کفشاشون رو درمیارن و از سرسره بالا میرن و نیکی زود میدوه و کفش اونا رو میپوشه
قبلا بیشترین تفریحش بازی با سیب زمینی و پیاز بود ولی الان علاوه بر اون جاکفشی و کفشا هم شده یه تفریح دیگه کفشا رو خالی میکنه بیرون دونه دونه پاش میکنه گاهی میارتشون تو خونه و نشون میده و یه چیزایی میگه و خودش میخنده میگم ببر بذار سرجاش میبره یکی دیگه رو میاره . موقع بیرون رفتن هم هر کفشی دم دست تر باشه میذاره بیرون و به زور میگه همین رو بپوش

این پرهامه با مامانش میره دد همسایمونه که 2ماه از نیکی کوچیکتره

در مسجد نزدیک خونمون که هر موقع از جلوش رد بشیم یه ساعتی اونجا معطل میشیم تا نیکی با نرده ها بازی کنه

اینم گربه ای که نیکی باهاش دوسته و من کلی ازش میترسم

اینجام تو فروشگاه داره به عزیزجون کمک میکنه

اینجا ما درحال جمع و جورکردن وسایل و چمدون بودیم واسه سفر که گل دختر واکس کفش رو برداشته بود و به صورت و پاها و دستاش مالیده بود و کلی خوشحال و خندون بود کلی وقتمون رو گرفت تا از رو مبل و موکتا جمعشون کنیم




کفش
