اوضاع احوالات این روزا
جند روزه مهمون خونه عزیز هستیم داریم خونه رو واسه ورود نی نی جدید آماده میکنیم میخوام بجه ها یه اتاق جدا داشته باشن تا از بودن کنار هم لذت ببرن اینجا که هستیم از همه نظر راحتیم ولی نیکی خیلی شیطون شده و گاهی اذیت میکنه همه میرن سرکار و برگشتنی خسه اند ولی نیکی پرانرژی دوست داره باهاشون بازی کنه شوخی کنه تا ساعت 12 بیدار بمونه زندگی در کنار بزرگا خیلی مزه میده خیلی باصفاست اما حیف که طرز فکرمون فرق داره بچه دچار دوگانگی میشه یه رفتارایی رو من نمیپسندم بلعکس یه رفتارایی رو اونا همین باعث میشه گاهی از هم دلگیر بشیم در کل بهمون خوش میگذره مخصوصا به نیکی که در صورت بودن عزیز یادش میره مامان داره آب میخواد عزیز رو صدا میکن...



