نیکی شیرین
مامان : اسم مربیتون چیه؟ نیکی: خاده ناناز(خاله ساناز) _____________ نیکی از خواب بیدار شده مامان غذا میخوام مامان تند تند ماکارانی گرم میکنه سفره میندازه و نیکی رو صدا میکنه نیکی میاد تا میبینه میخوره تو ذوقش با گریه میکه من غذا میخوام مامان مستاصل شده :از کدوم میخوای ؟ در یخچال رو باز میکنه و میپرسه از این؟ از این؟ از این؟ نیکی هنوز گریه میکنه میکنه نه من غذا میخوام مامان: برنج میخوای؟ نیکی: آیه (آره) مامان تندی برنج گرم میکنه و از مواد ماکارانی قاطیش میکنه نیکی تمام قابلمه های روی گاز رو نگاه میکنه و بعد میگه دیدی گفتم غذا میخوام برنج با ماست و پیاز ____________ این شبا گاهی بابا دیرتر میخوابه نیکی هم بالش پتو ش ر...






