نیکی نیکی، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 25 روز سن داره
نیکاننیکان، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

عشق زندگی

پارک آب و آتش

این همون مانیه که الان بزرگ شده و بازم در کنار نیکی خجالت میکشید نیکی میخواست بغلش کنه و اون میرفت عقب جالبه هاااا اینجا هم چارک آب و آتشه که نیکی واسه اولین بار رفته بود و دوست پیدا کرده بود و از رو دوچرخه این پریناز خانم پایین نمیومد بچه ام از ذوقش وسط نشسته و چه پف فیلی میخوره به به ...
25 فروردين 1391

فقط مامان

خونمون یه اتاق خواب داره پس تخت نیکی و تخت خودمون تو یه اتاقه از ٥ ماهگی نیکی تو تخت خودش میخوابه ولی خیلی دلم میخواد اتاق مستقل داشته باشه میدونم الانم جدا کردنش دیره ولی خوب شرایط اینجوری شد دیگه تلاش کردیم خونمون رو عوض کنیم جور نشد پس فعلا با این شرایط میسازیم میخواستم تو پذیرایی پارتیشن بذارم واسش اتاق درست کنم بازم به دلم ننشست دیروز تصمیم گرفتم خودمون تو پذیرایی بخوابیم مثلا اتاق واسه نیکیه . چون شبا بیدار میشه و آب میخوره باباش تو اتاق خوابید که اگه نیکی بیدار شد نترسه و من تو پذیرایی خوابیدم چند بار نیکی شب بیدار شد و من هم .ولی صبر کردم تا باباش بهش برسه . و نیکی از دست باباش آب نمیخورد و همش منو صدا میکرد و فقط از دست من آب می...
24 فروردين 1391

ددر

زیاد میگه میییم مییم یعنی بریم بریم . میبرمش دور میزنیم باز دوست داره بریم بیرون باباش میگه ددری شده چیکار کنم از پسش بر نمیایم دیگه ...
23 فروردين 1391

سوراخ زیرانداز

شام ماکارانی داریم . معمولا بچه ها خیلی دوست دارن خودم که نگو عاشقشم ولی نیکی چون عصر با باباجونش رفته بیرون و دونات خورده سیره و بیشتر دوست داره بازی کنه همیشه مجبورم زیرانداز بزرگی زیرش بندازم بشقاب رو روی سوراخی که روی زیرانداز گذاشتم تا نبینه ولی خوب نیکی و پر از جنب و جوش .سوراخ رو پیدا کرده یه کم مثلا میذاره دهنش و یه کم میریزه تو سوراخ اونقدر با قاشق ور میره که سوراخ بزرگ میشه آخرش بلندش میکنم میذارم کنار که وسایل رو جمع کنم تازه زیرانداز رو میزنه کنار ببینه اون زیر چه خبره
23 فروردين 1391

نیکی و پارک

خودم متولد پاییزم و عاشق پاییز ولی این روزا عاشق بهار شدم تقریبا سعی میکنیم هر روز بریم پارک و این نیکی کوچولو بازی کنه وااای که چه لذتی داره حس میکنم من بیشتر خوشحال میشم نیکی پارک رو بیشتر به خاطر بچه هاش دوست داره نه مسایل بازیش. وقتی یه نی نی میبینه مست میشه فقط زبونش گیر میکنه میگه نی نی دیروز صبح بردمش طبقه پایین خونمون خیلی خوب بود که هر ٤ واحد یه بچه داشتن از ٢ سال تا ٤ سال و واسم جالب بود که ما ٥ساله همسایه ایم و فقط یکیش رو میشناختم این بچه ها آدم رو وادار میکنن که از خونه بیای بیرون و با همه مامانایی که بچه دارن دوست بشی. همه دوچرخه داشتن و منم رفتم موتور نیکی رو آوردم که اونم بازی کنه ولی همش محو تماشای بازی اونا بود و میگفت ...
23 فروردين 1391

15 ماهگی هم به سلامت طی شد

دیروز 20 فروردین بود و نیکی 15 ماهش تموم میشد بردمش بهداشت واسه کنترل قد و وزن همه چی خوب بود الا وزنش قد77س ، دور سر 44.7 ،وزن با لباس 8900گرم خوب دیگه نیکی من کم اشتهاست میخواد از الان باربی باشه شاید بعد ها واسه مد یا مدل شدن لازمش بشه
21 فروردين 1391

حریف میطلبم

خوب وقتی آدما از اسباب بازی خودشون خسته میشن دنبال سرگرمیای جدید میگردن و بهترین حالتش اینه که اطرافیان هم حمایتش کنن و انتظار خیلی سخته وقتی هم که حریفی نیست خودشون بازی رو کشف میکنن   ...
19 فروردين 1391

واسه اولین بار تو پارک قدم زدیم

امروز واقعا روز قشنگی واسم بود بازم حس مادرانه ،بازم حس خوشایند تکیه گاه بودن ،بازم حس قشنگ همراهی واسه اولین بار نیکی رو بردم پارک که خودش میتونست راه بره همیشه تصورش واسم قشنگ و دلچسب بوده که بتونم دست بچه ام رو بگیرم و ببرمش پارک و با هم بدویم و بازی کنیم و بستنی بخوریم توی تاب بازی مسابقه بذاریم و تا خونه مسابقه بدیم و صدای خنده مون دنیا رو پر کنه همه اینا محقق نشد با ماشین رفتیم با عزیز اینا ولی وقتی دستای کوچولوش رو تو دستم گرفتم و تاتان تاتان کردیم یاد شعر دستم بگرفت و پابه پا برد افتادم .لذت داشتن یه بچه سالم که با پای خودش داره راه میره همه وجودم رو پر کرده بود دوست دشم خسته نشه دوست داشتم همه پارک واسه ما راه بود و ما تا شب میر...
19 فروردين 1391

بفرمایید شام:)

شام به مناسبت پا گرفتن نیکی هم داده شد ماکارانی و سالاد الویه و مخلفات جاتون خالی خیلی خیلی خوشمزه شده بود ولی یادم رفت عکس بگیرم سرم گرم کار بود بعدشم که نیکی خوابش گرفت و بردم بخوابونم و مهمونا هم زودی پا شدن ولی نیکی از وجود عسل کلی ذوق کلی ذوق میکرد و کلی با هم بازی کردن
18 فروردين 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عشق زندگی می باشد