نیکی نیکی، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 26 روز سن داره
نیکاننیکان، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

عشق زندگی

اندر احوالات سریال های ماه رمضون

اصولا خیلی اهل فیلم و سریال های تلوزیون نیستم مخصوصا از وقتی سریال فرار از زندان رو دیدم همه اینا به نظرم شل و وارفته میان ولی تو ماه رمضون و سر سفره افطار معمولا تلوزیون روشنه و هر چی باشه میبینم. امسال یه سریالی گذاشتن به اسم خداحافظ بچه. که تو 2 قسمت اول همه چی معلوم شد . یه زوجی 2بار واسه بارداری تلاش میکنن و بچه شون 2ماهه و 6 ماهه تو دل مامانش از دنیا میره و دکتر میگه دیگه نمیتونید بچه دار بشید راستش موضوع خیلی تلخی داره ولی یه تلنگر اساسی واسه ما بچه دارا داشت که قدر نی نیای سالممون رو بدونیم همیشه خدا رو به خاطر دادن این هدیه اش شکر میکنم ولی این بار وقتی دور سفره میچرخه و از هر بشقابی که دلش بخواد غذا میخوره و حسابی سر و کله ...
2 مرداد 1391

بازم تب

از 2شنبه که واکسن زدم چند روزی میگذره دیروز که شنبه(اول ماه رمضان )بود باز نیکی تب کرد و بیحال شده بود البته به لطف استامینوفن تبش پایین اومد
1 مرداد 1391

وقتی نیکی غرغرو میشه

از واکسن 18 ماهگی خیلی منو ترسونده بودن ولی واقعیت اینه که 90درصد اتفاقایی که ما ازشون میترسیم هیچوقت رخ نمیده نیکی هم تب نکرد ولی کلی غرغرو شده بود این 2روز همش مثل کوالا به من چسبیده بود جای واکسنش هم قرمز و یه کم متورم شده بود روز 3شنبه که خانم جان و زهرا خاله و مامان اینا اومدن و آش رشته خوردیم جای همه خالی روز 4شنبه هم ظهر مامان هانیه اومد ناهار و پیش ما موند ولی هیچی از مهمونی نفهمیدم بسکه این نیکی بهونه آورد ظهر خوابش میومد و نمیتونست بخوابه هی نق زد گذاشتمش تو ماشین و بردمش گردوندم تو اون زل آفتاب من خوابم گرفت اما نیکی نخوابید اولش هی باباش رو صدا میکرد بعد هم کل داشبورد رو ریخت بیرون و دستمال کاغذی ها رو پاره کرد بعدش بهونه ...
29 تير 1391

ننه

تو فرهنگ لغات شما ننه یا نَ نِ  به چه معناست؟ مامان ؟ مامان بزرگ؟ خانم بزرگ؟ نمیدونم ولی تو فرهنگ لغت نیکی هیچکدوم اینا نیست نَ نِ یعنی آینه به همین سادگی به همین خوشمزگی ...
28 تير 1391

کفش چراغ دار

چقدر عالم بچگی قشنگه وقتی نیم ساعت با چراغ یه کفش سرگرم میشه و هر بار که روشنش میکنه از ذوقش فریاد میکشه و میخواد شادیش رو با بقیه قسمت کنه به اونها هم نشون بده .انتظار داره ما هم به همون اندازه ذوق کنیم ...
27 تير 1391

اینم از واکسن18ماهگی

به به چه روزی بود امروز صبح که صبحونه نخورد و همش با پتوش دور خونه میچرخید واسش هام و نون و آب برداشتم که بریم دد رفتیم بهداشت و چقدر هم شلوغ بود کلی نی نی از نوزاد گرفته تا دبیرستانی گفتم با اونا بازی میکنه اما مثل اینکه شصتش خبردار شده بود چه خبره. همش میگفت بغلم کن . بعدشم یا نق و گریه یا بهونه نوبت ما شد و طبق معمول وزن کم نیکی سوژه شد اینو بده اونو بده منم میگفتم نمیخوره دوست نداره کم میخوره 9.200 وزن               81س قد              45.5دور سر خوب خدا رو شکر قد و دور سرش طبیعیه بعدش هم 2 تا...
26 تير 1391

دَبَ

میدونی دَبَ یعنی چی؟ منم نمیدونستم ولی زیاد از زبون نیکی میشنیدم تازه فهمیدم یعنی پتو یه پتو داره که خیلی بهش وابسته است اون شده دَبَ حالا چه ربطی به هم دارند خدا میدونه ...
25 تير 1391

جدایی نیکی از دایی

امروز دایی امید رو دیدیم دایی خیلی با نیکی بازی کرد موقع برگشتن نیکی از دایی جدانمیشد حتی منو پس میزد نیکی با التماس میخواست از دایی جدا نشه و دایی به نیکی التماس میکرد اینطوری نکن نیکی گریه میکرد و دایی بغض کرد من نیکی رو با بغض بغل کردم و تو ماشین نشستم نیکی خودش رو به هر جا میکوبید تا دایی رو به دست بیاره خیلی واسم صحنه ناراحت کننده ای بود خیلی . دلم نمیخواد هیچوقت هیچ بچه ای رو اینجوری ببینم اما به قول دایی باید با این واقعیت تلخ روبرو بشیم که هیچکس موندنی نیست البته نیکی زود ساکت شد ولی اون صحنه ها فک نکنم هیچوقت از ذهنم پاک بشه
25 تير 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عشق زندگی می باشد